۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

آرام باشکوه





سد گوغر نگین زیبای قله های بلند با عظمت سرزمین رویای من
دریاچه ای با طراوت و زیبا
که سکوت و آرامشش هیچانی فرح بخش را در دل انسان ایجاد می کند و شوقی زاید الوصف را پدید می آورد
دوست دارم غروب آفتاب را در هنگامی که موجهای زیبایت انوار طلایی رنگ خورشید را به سمت خاموشی زیبای شب بدرقه می کنند با تو باشم و در کنارت آرام گیرم.
براستی غروبی اینچنین زیبا را در این دنیای پر هیاهو چگونه می توان تفسیر نمود
آنگاه که مصطفی در بحبوحه جنگ و در غروب آفتاب می گریست.از او پرسیدند به کدامین رنجهایت می گریی؟
گفت هیچکدام!
این غروب آنفدر زیباست و درونم آنقدر از نشاط و زیبایی مملو شده است که جز اشک نمی توان جوابی بر این همه عظمت و جمال پیدا کرد.
آری سکوتت را می پرستم و خدایم را ستایش کنان شکر گذارم که اینگونه زیبایی را آفرید.




۱ نظر:

منصور گفت...

سلام



بشما دوست گرامی


مرقوم نفرموده اید که گوغر در چند کیلومتری شهرستان بافت قرار دارد ؟

از چه طریقی میتوان به این روستا امد ؟

و سایر مشخصات روستا را مرقوم ننموده اید

ضمنا در اسمان شعر و غزل در بلاگفا منتظر حضورتان هستم


شاد باشید